سيد محمد على ايازى
61
كاوشى در تاريخ جمع قرآن ( فارسى )
آيهها و سوره حاصل مىگردد و تحدى قرآن به ترتيب ميان سورهها نبوده است . » « 1 » اما ظاهرا جناب ايشان توجه نكردهاند كه آية اللّه خويى در مقام ردّ روايات جمع قرآن پس از عهد نبوى هستند و با اين استدلال نخواستهاند توقيفيت ترتيب سورهها را اثبات كنند . ايشان خواستهاند بگويند : اين دليل ثابت مىكند كه جمع و تأليف در زمان پيامبر بوده ، نه آن چيزى كه اين روايات مىگفت نخستين گردآورنده كى و كى بود . از اينرو گفتهاند يكى از ادلهاى كه اين روايات را مخدوش مىكند خود كتاب و معارضت با كتاب است . بنابراين تعبير به كتاب ، قرآن و آيات فصل يافته ، ثابت مىكند كه تأليف قرآن در حيات پيامبر بوده و تمام كار در همان زمان انجام گرفته است . البته لازمه اينكه روايات جمع قرآن مورد استناد جناب آقاى معرفت پذيرفته نشود ، اثبات اين نكته است كه تأليف قرآن در حيات پيامبر بوده و آن بزرگوار از آغاز عنايت به چينش و ترتيب داشتهاند . لذا تا آن وقت كه حضرت حيات داشتند ، و وحى به طور طبيعى قطع نشد ، مشخص كردن آيهها و سورهها و جايگاه آن ادامه داشت و همين كه حضرت انقطاع وحى را دانستند و در شرف مرگ قرار گرفتند به على ( ع ) سفارش كردند كه آن را در « ثواب واحد » قرار دهند . « 2 » اين تعبير بسيار تنبهآور است كه حضرت در گزارش كار خود نمىگويند تأليف كردند ، ترتيب كردند و يا به سورهها نظم بخشيدند ! خير ، مىگويند اين مجموعه را در كتاب واحد قرار دادند . البته حضرت پس از فوت پيامبر كه به مدت سه روز وصيت پيامبر را اجرا كردند ، مدت شش ماه به تأليف و تصنيف كتاب تفسيرى پرداختند كه فراتر از قرآن بود و تفسير و اسباب نزول ، قرائت ، تأويل و مسائل ديگر را در بر داشت كه توضيح آن بعدا خواهد آمد .
--> ( 1 ) معرفت ، محمد هادى ، التمهيد فى علوم القرآن ، ج 1 / 285 . ( 2 ) مجلسى ، بحار الانوار ، ج 89 / 40 ، بيروت ، موسسة الوفاء .